close
تبلیغات در اینترنت
گفتگو با خدا
تبليغات

مدیریت وبلاگ


سلام من ژیلا هستم
بچه نورآباد از توابع دشمن زیاری فارس پهناور این وبلاگ رو به یاری تنها معبودم بعد از خدا یعنی کامران جونم با هدف ثبت قسمتی از اتفاقات زندگیم به راه انداختم امیدوارم که برای شما دوستان عزیز مؤثر واقع شود. در پایان خواهشمندم که با درج نظر هاتون منو در ارتقاء دادن این وبلاگ یاری دهید.

اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 50
کل نظرات : 12

بازديد امروز : 42 نفر
بارديد ديروز : 21 نفر
بازديد هفته : 64 نفر
بازديد ماه : 69 نفر
بازديد سال : 87 نفر
بازديد کلي : 3,357 نفر

افراد آنلاین : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

کدهای اختصاصي

*** پویا بیاتی *** نگران منی ***

*** میثم ایراهیمی *** عــشــق ***






فال حافظ
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
لینک های مفید و جالب

  این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت ، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد.

http://rozup.ir/up/zhaleh40/Pictures/u1823_234.jpg

Interview with god
گفتگو با خدا

 

I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

 

? God asked : So you would like to Interview me  
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

 

I said : If you have the time
گفتم : اگر وقت داشته باشید

 

God smiled
خدا لبخند زد

 

My time is eternity
وقت من ابدی است

 

? What questions do you have in mind for me
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

 

? What surprises you most about humankind
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

 

… Go answered
خدا پاسخ داد …

 

That they get bored with childhood
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند

 

They rush to grow up and then long to be children again
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند

 

That they lose their health to make money
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند

 

And then lose their money to restore their health
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند

 

By thinking anxiously about the future That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند

 

They forget the present
زمان حال فراموش شان می شود

 

Such that they live in neither the present nor the future
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال

 

That they live as if they will never die
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد

 

And die as if they had never lived
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند

 

God’s hand took mine and we were silent for a while
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم

 

… And then I asked
بعد پرسیدم …

 

? As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

 

God replied with a smile
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد

 

To learn they cannot make anyone love them
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد

 

What they can do is let themselves be loved
اما می توان محبوب دیگران شد

 

learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند

 

To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

 

But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

 

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم

 

And it takes many years to heal them
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد

 

To learn to forgive by practicing forgiveness
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن

 

To learn that there are persons who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند

 

But simply do not know how to express or show their feelings
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند

 

To learn that two people can look at the same thing and see it differently
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند

 

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند

 

They must forgive themselves
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

 

And to learn that I am here
و یاد بگیرن که من اینجا هستم

 

Always
همیشه

 


امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 5 نفر مجموع امتياز : 18

بازديد : 13
[ شنبه 27 آبان 1391 ] [ 3:57 ] [ پرنسس ژاله ]
آخرين مطالب ارسالی
ارسال نظر براي اين مطلب
اين نظر توسط یاسین در تاريخ 1391/8/28 و 12:14 دقيقه ارسال شده است

خیلی جالب بود ممنونم از این مطلبی که در وبلاگت گذاشتی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

جستجو

ساعت
قرآن آنلاین
قرآن آنلاين بسيار نفيس

وب سايت ظهور
آی دی کلوب